یک روز برفی بود رفتم بیرون چون خیابون یخ زده بود یهو افتادم 😂😂 میخواستم بلند شم که یهو دوتا پسر اومدند و به من خندیدن من کفری شدم گفتم نخندید عوضیییییییی هااااا😡 همین جوری که داشتند میخندیدن یهو خودشان هم افتادند 😂😂 اون موقع من از خنده غش کردم که او دوتا گفتند نخنددددددد 😡 اون ها میخواستند که بلند شن که سر و کله یک پیره زن پیدا شد گفت خاک تو سر شما سه تا که افتادید من که پیر هم استم بازم نمی افتادم ولی شما 😂😂😂😂😂 مه و اون دو تا پسر داشتیم با اخم نگاه میکردیم که یهو خود او زنه افتاد 😂😂😂😂 حالا ما بودیم که میخندیدیم که اوت داد زد خندیددددد😡😡 مه دیگه هیم حرفی حالی ما نبود همین طوری خندیدم که اون زن وسط خیابون شروع کرد به فوش دادن ما هم الفرارررررر 😂😂😂😂😂