وقتی توی این خیابونا قدم میزنم بغض میکنم. همینجا بود
مشت گره کرده مردم متحد بالا. اما الان چی؟همشون مردن نه؟بوی خون بچه محلام به مشامم میرسه.
وقتی خبرش رو شنیدم قلبم یه درد اومد. اروین.خوب بخوابی...
عرفان.ببخشید که بخاطر گوشواره انداختن مسخرت کردیم. کاش میتونستم چشم دومت باشم الان